عبد الرزاق اللاهيجي
325
گوهر مراد ( فارسى )
كائنات ، افرادى كه مبتلا به شرور باشند البته كمترند ، و بر تقدير عدم ندرت در افراد نادر است در اوقات . مانند طوفانات و عفونات اهويهء « 1 » و بائيه كه موجب هلاك همه يا اكثر حيوانات باشد . پس نسبت شرور واقعه در بعضى اوقات ، در بعضى افراد بعضى از انواع كائنات ، نظر به كل كائنات ؛ نسبتى است بسيار قليل ، و قياس كل كائنات به كل موجودات ؛ اعنى به نظام كل قياسى است به غايت حقير . پس نسبت شرور به نظام كل معلوم ، كه چه قدر تواند داشت . پس هرگاه وجود عالم كائنات از لوازم نظام كل باشد و شرور قليله واقعه در عالم كائنات ، از لوازم وجود كائنات ؛ هرآينه ترك شرور قليله ، مستلزم ترك كائنات باشد و ترك كائنات ، مستلزم ترك نظام كل كه خير محض است . و ترك خير محض به غايت كثير ، به جهت شرور اضافيه به غايت قليل ، لا محاله شر كثير باشد ، و از حكيم صادر نتواند شد . پس واجب باشد دخول شرور قليله ، در قضا و قدر الهى بالعرض نه بالذّات ؛ و چون قياس قلّت شرور را نظر به نظام كل اعتبار كرديم ، پس وارد نيايد اكثريت شر ، نظر به نفوس هالكين ، به حسب شقاوت اخروى ، از خيريت نظر به نفوس ناجين ؛ چه بر تقدير تسليم ، اين شريّت كثيره ، جزويست از شرور قليله ، نظر به نظام كل .
--> ( 1 ) الف : هوائيّهء .